آنتی صهیون אנטי ציון
16 / 7 / 1390برچسب:شیطان پرستی, :: 9:55 :: نويسنده : סאגדה
3. شیوههای تبلیغ * اعمال و زمان شیطان پرستی : زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام میگرفت : اولین زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر این تصور که شیطان و خدای تاریکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمیگرفت خدای تاریکی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میکردند لذا برای آرامش شیطان قربانی کردن انسان انجام میشد . این مراسم به خصوص در قبایل آمریکای جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ای که اکتشافات به دست آمده وجود این قربانی کردنها را تصدیق میکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نیز به شیوهای خاص بنا شده بود و تزئینات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در زمانهای دیگر نیز انجام میشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در یک شب کاملا تاریک انجام میشود .اعمال مراسم شیطان پرستی نیز بسیار زیاد است و به ذکر چند مورد بسنده می کنم.مهمترین اعمال آنها اعمالی است که همیشه انجام میدهند و در آن به انجام امور جنسی میپردازند و همچنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین کمک میخواهند و اگر کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا می شود. مراسم بعدی ؛ مراسم عضویت یک عضو جدید به این هیئت و مجموعه است که این کار توسط کشیش کلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذکر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام میشود . * مراسم قربانی کردن : در شیطان پرستی جدید قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پیرو شیطان پرستی قدیمی و قرون وسطایی هستند این کار در شبی تاریک انجام میشود . قربانی توسط آب مقدس غسل داده میشود و بر روی محراب خوابانده میشود . البته اصولاً قربانیها قبل از انجام مراسم بیهوش میشوند . و در کاملترین مراسم قربانی کردن برای شیطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشیدن خون وی توسط آتش سوزانده میشود . در این مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و گاها عبری انجام میگیرد . مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه : شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداری میکنم . مراسم پیوستن عضو جدید : در مراسم پیوستن عضو جدید به شیطان پرستان که البته همچنین عملی در جادوگری نیز وجود دارد بوسه مقدس است . این بوسه توسط همسر یا خود کشیش به بدن شخص عضو شونده زده میشود. 7) شیطانپرستی به مثابه یک تهدید در این بخش به دنبال آن هستیم تا به تبیین " تهدید " آمیز بودن فعالیت گروههای شیطانپرست در داخل کشور بپردازیم . 1. همکاریهای جاسوسی با توجه به اینکه در 4 کشور آنگلو ساکسون مکانهای مقدس شیطانپرستان با نام " کلیسای شیطان " واقع شده است و در همین کشورها نیز بنابر بر دلایل سیاسی از گروههای ناهنجار اجتماعی و سیاسی مهاجر و مسافر بهره برداری جاسوسی می شود لازم است که به صورت ویژه به همکاریهای جاسوسی عناصر مربوط اشاره داشت. 2. جرائم باندی در جهان کنونی جرایم در دو دستهبندی کلی یعنی جرایم فردی و غیرسازمانی و جرایم باندی یا سازماندهی شده ، ارزیابی و تحلیل میشوند . مصادیق جرایم باندی یا سازمانی بمبگذاری ، اقدام برای ترور ،قاچاق مواد مخدر علیالخصوص مواد مخدر شیمیایی ،راهاندازی مراکز فساد و.. میباشد که طبق تحقیقات به عمل آمده شیطانپرستان با تمامی جرایم مذکور ارتباط داشته و عمدتا از طریق مشارکت در آنها بودجههایی را دریافت مینمایند . 3. روابط سازمانی روابط سازمانی در ادامه جرایم سازمانی و بلکه به عنوان عامل زیربنایی بر آن تعریف میشود . از سوی دیگر ایجاد برخی ناامنیهای عمومی و اجتماعی در اثر عنصر روابط سازمانی جهت مییابد . البته نگاهی جامعتر به سایر بخشهای مورد اشاره در پژوهش میتواند هرچه بیشتر گویای این مطلب باشد ، لکن تاکید بر این نکته ضروری است که اعضای این گروهها عمیقاً سازمانگرا و سازمانمحور میباشند. 4. ارتباط خارجی همانطور که در بند اول اشاره شد ، شیطانپرستان در 4 کشور آنگلو ساکسون ، یونان و رژیم صهیونیستی دارای تشکیلات سازمانی اماکن مقدس و ... میباشند که زمینهساز ارتباطات مختلف از مجراهای گوناگون را برای ایشان فراهم میآورد . حجم روابط به خودی خود می تواند منشا تهدیدات امنیتی متعددی برای کشورهای اسلامی بخصوص نظام اسلامی باشد . همچنین نباید از نظر دور داشت بقا و استمرار فعالیت اینگونه گروهها به لحاظ ماهیت و اهداف عمیقاً نیاز به روابط با خارج از کشور دارد . در این باره باید عنایت ویژهای نیز به ارتباط این افراد با خانوادههایشان در سایر کشورها علیالخصوص کشورهای آمریکایی و اروپایی داشت . 5. سرقت اغلب جوانان که به شیطانپرستان می پیوندند حتی چنانچه از خانواده های ثروتمند نیز باشند از اعضاء مطرود خانواده به حساب میآیند ، لذا حضور ایشان در جمع گروه اجتماعی میتواند زمینه جرایمی را همچون سرقت برای تامین منابع مالی فراهم آورد که این سرقتها در ابعاد مسلحانه طبیعتا تهدیدی برای امنیت اجتماعی به شمار میآیند . در این خصوص مجدداً تاکید میشود که هرگونه دامن زدن به فساد چون از باورهای شیطانگرایان میباشد . بدیهی است که بخشی از این مفاسد نیز در پوشش سرقتهای متعدد انجام میپذیرد ، باید در نظر داشت که سرقت نیز عاملی است برای نزدیکی به شیطان . 6. تجاوز جنسی در جمع شیطانپرستان اصولا تجاوز جنسی یک ارزش و شرط برای ورود و استمرار حضور در گروه به حساب میآید . این تجاوز که عمدتا با قتل ،تجاوز به همجنسان و کودکان نیز همراه است عنصر اصلی ایراد خسارت و انتقامگیری از فرد متجاوز جنسی است . تصور شیوع یافتن این ضد فرهنگ مخرب نیز میتواند مرزهای امنیت اخلاقی را در جامعه درنوردد . تجاوز جنسی از ضدارزشهای تبلیغی این دست گروههاست که دائماً با ساخت نماهنگ ، تنظیم آلبومهای موسیقی ، ترویج فکری و از طریق فیلمهای مبتذل دنبال میشود . در حقیقت شیطانگرایان مدعیاند " تجاوز " تنوع در کسب لذت جنسی است . ![]() 7. قتل قتل یک عمل شیطانی بزرگ به حساب آمده و شیطانپرستی که تعداد و کیفیت قتلهایش بیشتر باشد به درگاه شیطان نزدیکتر خواهد شد . ناگفته پیداست که این مولفه نیز تاثیرات سوء امنیتی را به همراه خواهد داشت . افزایش تعداد قتل در جوامع مختلف یکی از معیارهای بینالمللی و تعیینکننده درخصوص وضعیت امنیتی هر کشور به شمار میآید ، حال اگر این جرم کلان با یک اندیشه سازماندهی شده و تقدسزا همراه شود و حاشیههایی چون تجاوز جنسی را نیز با خود همراه سازد ، ناگفته پیداست که میتواند تاثیرات گستردهای را در خدشهدار نمودن مقوله مهم امنیت به همراه داشتهباشد . 8) وضعیت فعلی شیطانپرستی در ایران وضعیت فعلی این گروهها در ایران طی 5 بخش که در ادامه شرح آن میآید خلاصه میشود : 1. تحرک در اینترنت وبلاگنویسی ،گفتگو در محیط یاهو 360 درجه ، سایت کلوپ دات کام ، دریافت خبرنامهها و ... از جمله تحرکات اینترنتی شیطانپرستان ایرانی است که تاکنون نیز ادامه دارد (در آینده گزارش ویژه از تکتک حوزه های یاد شده ارائه خواهد شد.) 2. ترویج نمادها مغازهها و اصناف فروشنده زیورآلات نقرهای ، فروشگاههای پوشاک جوانان و بانوان علیالخصوص در شهر تهران وظیفه عمده ترویج شیطانپرستی در داخل کشور را بر عهده دارند . در برخی موارد حتی میتوان اظهار کرد که فروشندگان و مدیران حتی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند . همچنین گفتنی است برخی از چهرههای مطرح موسیقی پاپ و متالیکا در تهران و شهرستانها به کرات و از طرق مختلف این نمادها را حمل و معرفی و به صورت مستقیم و غیرمستقیم به ترویج آنها میپردازند . سایتها و وبلاگهای فارسیزبان نیز نقش عمدهای را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا میکنند . 3. ترویج متالیکا گروههای موسیقی متالیکا همچون گروه " رامان " و گروه (DSD) که توسط " بابک خواجهپور ، ژانو باغومیان ، لویک یومیان و کارن آراکلیان " اداره میشود به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروههای متالیکا قابل ذکر هستند. 4. پارتیهای شبانه پارتیهای شبانه " رپرها " ، جشنهای فارغالتحصیلی و مهمانیها خاص دوستانه همواره به عنوان کانون فعالیت شیطانپرستان قابل ذکر هستند . در این مراسم و هر بار گروهی از جوانان با انواع و اقسام مختلف با اندیشهها و ظواهر شیطانگرایی آشنا و یا جذب آنها میشوند. 5. همکاری با سلطنتطلبها اوایل سال گذشته میلادی خبری در وبلاگهای وابسته به شیطانپرستان ایران منتشر شد که " اهریمن " سر کرده ایشان پیوستن گروهش را به " انجمن پادشاهی ایران " اعلام میکرد. و شما حتما می دانید بودجه و امکانات مستقیم و غیر مستقیم تمام این ها از کجا تامین می شود؟ صهیونیست های مقیم آمریکا بودجه داخلی سازمان اطلاعات و وظایف ویژه (موساد) המוסד למודיעין ולתפקידים מיוחדים خاندان روچیلد و ..... 14 / 7 / 1390برچسب:, :: 23:57 :: نويسنده : סאגדה
1. دروزیها
![]() دروزیها اقوام مهاجری هستند که از مناطق غربی کشور طی فاصله زمانی حداقل 10 قرن پیش به دلیل آزارهای حکومت وقت بر علیه شیعیان فراری شده و در مناطق از فلسطین اشغالی ، سوریه ، لبنان و ... سکنی گزیده اند و البته تحت تفکر یهود به شیطان پزستی گرویدند چرا که دیدگاه اولیه آنها گونه ای از تقدیس به دلیل ترس از ورود شیطان به زندگی روزمره شان بود. برخی از مورخان و کارشناسان ادیان بر این باورند که دروزهای " درونگرا " نوعی از شیطانپرستی را اختیار کردهاند و ریشههایی از ایشان نیز در عراق و ایران (مناطق غرب کشور ایران) مستقر هستند و دارای معبد مقدس میباشند .
13 / 7 / 1390برچسب:, :: 12:30 :: نويسنده : סאגדה
درباره ارتباط میان شیطانپرستی و صهیونیسم میتوان به نمادها، آداب و مناسک مشترک شیطانپرستی با فراماسونری اشاره کرد. گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبلها، شیطانپرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد به طور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتکهای شیطانی و سمبلها خالکوبی میکنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز میباشد، چکمههای چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است میپوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسونها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده میکنند. یکی از این علائم دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی) به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است. شیطان پرستی مدرن، فراماسونری و صهیونیسم بینالملل از طرفی صهیونیسم بینالملل با تکیه بر سرمایهداران بزرگ خود و با صرف مبالغ هنگفت، دست به ساخت این جریانها زده و همواره به طور عمدی تلاش میکند تا نمادها و مناسک موجود در آئین یهود را در این فرقهها تعمیم دهد تا علاوه بر در دست داشتن رشته کنترل آنها، همواره تصویر با هیبت و مخوفی را از خود در اذهان جهانی به جا گذارد. البته رفتارهای صهیونیستها که تبدیل به هستهای خاص و منسجم در دل جامعه یهودی شدهاند، همواره مورد تایید کلیت یهودیان نبوده است و ریشه در محافل ثروت و قدرت جهانی دارد. به عنوان نمونه یکی از جریاناتی که توسط یهودیان در قالبی سیاسی بازتولید شده جریان فراماسونری است. هر چند شکل نخستین فرماسونری یک تشکل مخفی صنفی و فنی در دایره معماران بود اما بعدها مورد بهرهبرداری سرمایهداران و قدرتهای پنهان وابسته به محافل صهیونیستی قرار گرفت و تبدیل به جریانی سیاسی و فرهنگی گردید و بر اساس منافع محافل زرسالار و زورمدار حامی خود، در اقصی نقاط جهان گسترش یافت. از آنجا که در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شکی نیست، درباره ارتباط میان شیطانپرستی و صهیونیسم میتوان به نمادها، آداب و مناسک مشترک شیطانپرستی با فراماسونری اشاره کرد به عنوان نمونه فصل مشترک مهم و اصلی این جریانها الحاد و مبارزه با دینداری است. از دیگر نقاط مشترک میتوان به فعالیت پنهانی و شبکهای، سانترالیزم شدید در دو تشکل، برخورد قاطع و حذف فیزیکی افراد خارج شده از تشکیلات، مناسک جنسی و انجام رفتارهای نابهنجار و غیر متعارف از سوی افراد در برنامههای گروهی اشاره کرد. مشترکات شیطانیسم و یهودیت ۴- وجود کلمات عبری در انجیل شیطانی در کنار کلمات انگلیسی و یونانی. 12 / 7 / 1390برچسب:, :: 1:19 :: نويسنده : סאגדה
مناسک جنسی در فرقه کابالا مسئله دیگری که در فرقه کابالا حائز اهمیت است مناسک جنسی این فرقه است که از نیمه سده هجدهم و براساس آموزههای فری به نام یعقوب بن یهودا لیب ، که با نام یاکوب فرانک (1791 ـ 1726) شهرت دارد ، ظهور کرد . یاکوب فرانک شاخه " فرانکسیت " فرقه کابالا را بر بنیاد میراث شاخههای متعلق به " شابتای زوی " و " ناتان غزهای " بنا نهاد . وی که به یک خانواده بنا نهاد . وی که به یک خانواده ثروتمند تاجر و پیمانکار یهودی ساکن اوکراین تعلق داشت و همسرش نیز از یک خانواده ثروتمند تاجر بود ، در جوانب به طریقت کابالا جذب شد ، کتاب " ظُهَر " (Zohare) (کتابی که موسیبن شم تاولئونی در سالهای 1280 ـ 1286 میلادی نوشت و با تدوین این کتاب ، تصوف رازامیز کابالا به صورت یک نظام فکری و عملی سازمانسافته و منسجم درآمد و شکل نهایی یافت) را خواند و به عضویت شاخه شابتایزوی درآمد . در دسامبر 1755 فرانک از سوی سران فرقه دونمه برای تصدی ریاست این فرقه در لهستان به همراه دو خاخام راهی زادگاه خود شد . فرانک در راس فرقه شابتای در پودولیا قرار گرفت ولی کمی بعد ، در ژانویه 1756 کارش به رسوایی کشید . زمانی که فرانک و پیروانش در یک خانه در بسته مشغول اجرای مناسک جنسی مرسوم در فرقه شابتای بودند ، به علت باز شدن تصادفی پنجرهها ، مردم مطلع شدند و ... . یکی از مواردی که توانسته از کابالا به شیطانپرستی راه یابد نماد " پنتاگرام " یا ستاره پنج پر است که در بخش بعدی اشاره بدان خواهد شد . این نماد به مثابه ابزاری برای جادوگران کابالیست مورد استفاده قرار میگرفته . همچنین شنیدنی است که بخش عمدهای از بازیگران و خوانندگان فحشا محور جهان همچون " مدونا " کابالیست میباشند . " مدونا " سال 2005 رسما عضویتش را در گروه های کابالا اعلام کرد و نام یهودی " استر " را بر خود نهاد. نقطه دیگر اشتراک کابالا با شیطانپرستی دیدگاه جنسی این دوست که در هر دو نحله فاسد لذت جنسی در اولویت قرار دارد . بنیانگذاران کابالا همان افرادی هستند که سپس نهضتی !!! را با عنوان " پرستش زنان " تشکیل دادند که میتوان به صراحت آن را یک جریان شهوتمحور خطاب کرد . این گروه جریانی را در ادامه بنا نهاد تا رابطه جنسی نه به مثابه یک عمل برای تداوم نسل بلکه در راستای هدف انسان در زندگی به آن نگاه شود . برخی از کارشناسان بر این باورند که کابالیستها ذائقه جنسی مردان و زنان را در سراسر عالم مورد دستخوش تغییر و تحول به سمت توحش قرار دادهاند ، مانند تغییر جنسیت " مایکل جکسون " و ... . اگرچه ذکر سایر توضیحات مناسب این نوشتار ارزیابی نمی شود لکن یادآوری این نکته ضروری است که یهودیان و صهیونیستها به شدت از سخن راندن در باب کابالا پرهیز دارند و امروز تنها یک کتاب فارسی در این خصوص قابل دسترسی بوده و در صفحات مقالات اینترنتی نیز تا دو سال قبل به جز " کابالا شدن مدونا " خبری در دسترس عموم قرار نداشت . 3. نمادها در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است . در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ، ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار میگیرد : اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنجضلعی بر جای میماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند . اگر خوانندگان محترم با یاد داشته باشند این همان ابزاری است که در نجوم کابالایی مورد استفاده قرار می گرفت و انواع آن در علائم شیطانپرستی دیده میشود . این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه (inverted pentagram ) یا دیو (Baphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطانپرستان به چشم میخورد . لازم به یادآوری است که برخی از شیطانگرایان محدوده جغرافیایی " تحت سلطه " این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا) درمیان پنتاگراهای قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره میدانند این آرم را انتخاب کردهاند .
متون دینی یهود و عمدهترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی و فرهنگی (بخوانید ضدفرهنگی) بوده است . 1. متون از منظر یهودی و نقش آنها در شکلگیری شیطانپرستی چند نکته ذیل قابل توجه است . 1ـ1 براساس آموزههای یهودی و عبرانی شیطان نه یک موجود بد ، بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسانها است . 2ـ1 در مکاشفات نیز به عدد 666 عدد مقدس شیطانپرستان اشاراتی شده و آن عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود . 3ـ1 خواهناخواه متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد میشوند و نگاه خاصی یهودیت به شیطان تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است .
2. تصوف یهودی (کابالا) کابالا یا قبالا یا همان تصوف یهودی آئینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد . برابر نظریات کارشناسان ملل و نحل این فرقه تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی در اثر همنشینی مسلمانان آندلس با برخی از یهودیان تشکیل شده است . کابالا بخش رمزآلود و بسیار سری دین یهودی طی 500 سال اخیر محسوب شده و عمده تحولات جهان توسط کابالیستها دنبال میشود . کریستف کلمب و همکارانش همگی کابالیست بودند و از فنون جادوگری کابلایی و منجمان آن در راه پیدا کردن قاره آمریکا بهرهبرداری نمودند . کابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسماً برای آن تقدس قائل است و این عمدهترین نقطه اشتراک شیطانپرستی در گذشته و حال با شیطانپرستی است . هماکنون اصطلاح کابالا وصفکننده تمرین آئین و دانش محرمانه یهود است . مهمترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آئین کابالا درآمدند ، شامل مجموعه کتب عبری " بهیر " (به معنای کتاب روشنایی) و " هیچالوت " (به معنای کاخها) میشوند که به قرن اول میلادی بازمیگردند . نهایتاً در قرن سیزدهم میلادی کتاب " زوهار " نوشت شد که تفکر و شکل کنونی " آئین کابالا " را تشکیل داد . دکتر " عبدا... شهبازی " نویسنده مجموعه کتابهای زرسالاران یهودی و پارسی و متخصص تاریخ ، در پایگاه خود درباره فرقه کابالا مقاله جامعی دارد و دیدگاههای وی با آنچه در دانشنامه ویکی پدیا آمدهاست ، متفاوت است . شهبازی در قسمت نخست مقاله خود درباره تعریف کابالا مینویسد : " کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق میشود و تلفظ اروپایی " کباله " عبری است به معنی " قدیمی " و " کهن " . " این واژه به شکل " قباله " برای ما آشناست . پیروان آئین کابالا یا کابالیستها این مکتب را " دانش سری و پنهان " خاخامهای یهودی میخوانند و برای آن پیشینهای کهن قائلاند . برای نمونه ، مادام بلاواتسکی رهبر فرقه تئوسوفی ، مدعی است که کابالا (قباله) در اصل کتابی است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران ، آدم و نوح و ابراهیم و موسی نازل شد و حاوی دانش پنهان قوم بنیاسرائیل بود . به ادعای بلاواتسکی ، نه تنها پیامبران بلکه تمامی شخصیتهای مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون و ارسطو و اسکندر و غیره ، دانش خود را از این کتاب گرفتهاند . مادام بلاواتسکی برخی از متفکرین غربی ، چون اسپینوزا و بیکن و نیوتون را از پیروان آئین کابالا میداند . شهبازی در رد این ادعا میگوید : " این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه برای تصوف یهودی ، به عنوان " یک مکتب مستقل فکری " پیشینه جدی نمیتواند یافت . " شهبازی دیرینه مکتب کابالا را به اوایل سده سیزدهم میلادی محدود کرده و ماقبل آن را گرتهبرداری یهودیان از مکتب فیلو اسکندرانی در فرهنگ هلنی و فلسفه یونانی و کپیبرداری از آموزههای عرفانی مکتب اسلام میداند . وی در قسمت دوم مقاله خود مینویسد : " سرآغاز طریقت کابالا به اوایل سده سیزدهم میلادی و به اسحاق کور (1160 ـ 1235 م) میرسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) میزیست و برخی نظرات عرفانی بیان میداشت . " وی در جایی از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف یهود ، پیش از ظهور کابالا ، مینویسد : " مشارکت یهودیان در نحلههای فکری رازآمیز و عرفانی به فیلواسکندرانی در اوایل سده اول میلادی میرسد . " سپس میافزاید : " در دوران اسلامی نیز چنین است . نحلههای فکری گسترده عرفانی رازآمیز که در فضای فرهنگ اسلامی پدید شد بر یهودیان نیز تاثیر گذارد و برخی متفکرین یهودی آشنا با مباحث عرفانی پدید شدند که مهمترین آنان ابویوسف یعقوب اسحاق القرقسانی (سده چهارم هجری / دهم میلادی) است . " شهبازی درباره نمونه تاثیرات فرهنگ اسلامی بر تصوف یهود مینویسد : " بسیاری از مفاهیم آن [کابالا] شکل عبری مفاهیم رایج رد فلسفه و عرفان اسلامی است . در واقع اندیشهپردازان مکتب کابالا ، به دلیل زندگی در فضای فرهنگ اسلامی و آشنایی با زبان عربی ، به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامی دست زدند و با تاویلهای خود به آن روح و صبغه یهودی دادند . این کاری است که یهودیان در شاخههای متنوع علوم و دانش انجام دادند . برای نمونه باید به مفاهیم " هوخمه " (حکمت) ، " کدش " (قدس) ، " نفش " (نفس) ، " نفش مدبرت " (نفس مدبره) ، " نفش سیخلت " (نفس عاقله) ، " نفش حی " (نفس حیاتبخش) ، " روح " و ... در کابالا اشاره کرد . مکتب کابالا نیز به دو بخش " حکمت نظری " و " حکمت علمی " تقسیم میشود . در تصوف کابالا بحثهای مفصلی درباره خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامی است به ویژه در تاریک فراوان آن بر مفهوم " نور " و مراحل تجلی آن . " این استاد تاریخ در انتهای بحث خود میافزاید : " آنچه از زاویه تحلیل سیاسی حائزاهمیت است ، " شیطانشناسی " و " پیام مسیحایی " این مکتب است و دقیقاً این مفاهیم است که کابالا را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی معنادار میکند . " 10 / 7 / 1390برچسب:دسته بندی فرق, :: 9:35 :: نويسنده : סאגדה
سلام برای بررسی فرق ساخته شده توسط یهود به نظرم اومد بهتر باشه فرق ساختگی رو دسته بندی کنیم اول فرق درونی یهودیان (که تعداد آنها نسبت به بقیه کمتر است) دوم فرق ساختگی درون ادیان آسمانی دیگر (تعداد آنها زیاد است و البته از تمام آنها اطلاع نداریم!) سوم فرق غیرعادی شامل فرق مختلف شیطان پرستی و فرق ساختگی غیر اللهی ترتیب بررسی به شکل بالا نخواهد بود و مباحث پراکنده مطرح خواهد شد ولی دسته بندی مطالب مشکل پشت سر هم نبودن را حل می کند 9 / 7 / 1390برچسب:فرقه سازی یهود, :: 13:0 :: نويسنده : סאגדה
يهوديان از آنجا كه قصد نفوذ در جوامع را داشته و دارند ، فرقه سازي و بدعت گذاري در اديان آسماني را به عنوان راه كار هاي اساسي براي نيل به اهداف خود ، در پيش گرفته اند . در سراسر تاريخ ، شواهد بسياري وجود دارد كه يهوديان با پروراندن و حمايت فرقه هاي مذهبي ، در جوامع مختلف ، راه نفوذ خود را به داخل آنها گشوده و راه رسيدن به اهداف سياسي و اقتصادي خويش را هموار كرده اند. فراماسونري - يكي ديگر از فرزندان نامشروع صهيونيسم- به عنوان يك سازمان و تشكيلات منظم و پيچيده است كه به طور كامل در خدمت مقاصد و اهداف يهود و دقيقا هم سو و هم جهت با مطامع و اغراض صهيونيست ها حركت كرده و در تاسيس يا اداره سازمان ها و فرقه هاي بسياري دخيل بوده و هست . وجوه مشترك فرقه ها و سازمان ها با فراماسونري مؤيد اين مطالب است . بنابراین پیچیدگی پیکره ی مباحث مطروحه با موارد دیگر ممکن است شبهه ی جمع آوری صرف مطالب را ایجاد کند در صورتی که اختلاط چند مبحث با همدیگر به دلیل منشاء یکسان آنها در تشکیلات صهیونی است 8 / 7 / 1390برچسب:فرقه سازی یهود, :: 2:23 :: نويسنده : סאגדה
با نام خداوند یکتایی که دین نزد او فقط اسلام است . در این وبلاگ می توانید در حال حاضر جمع بندی مطالبی پیرامون فرقه سازی یهود را تا جایی از تاریخ که برای نگارنده قابل دسترس بوده است مشاهده فرمایید در صورتی که اطلاعات بیشتری در اختیار شماست مارا از دانستن آن محروم نفرمایید |
آخرین مطالب پيوندها
در صورت لینک کردن من خودکار لینک میشین نويسندگان |
|||
![]() |